تبلیغات
اداره و مدیریت
اداره و مدیریت
اداره - مدیریت - رهبری - Management - Leadership

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1392/07/7
برخی مدیران و کارفرمایان، ‌از راضی و خشنود کردن کارکنان خود فراری هستند، چون تصور می‌کنند برای خوشحال کردن کارکنان خود باید زیر بار پاداش‌های سنگین، ‌ارتقا و لابد مرخصی‌های طولانی بروند، اما مطالعات محققان نشان می‌دهد که اصلا لازم نیست روش‌هایی این‌قدر پرهزینه داشته باشند. برای شاد کردن کارکنان، روش‌های خیلی ساده‌تر و ارزان‌تر هم وجود دارد.

راه هایی برای شاد نگه داشتن کارکنان
در واقع، با ارائه کمی امکانات و قدری انعطاف‌ پذیری و خلاقیت، می‌توان به راهکارهایی برای شادنگه داشتن کارکنان رسید؛ البته این شاد نگه داشتن با افزایش رضایت از کار و بهره‌وری هم همراه خواهد بود. 

1. فضایی برای رشد بگذارید 

اگر کارکنان برای همیشه شغلی داشته باشند که در آن امکان رشد و پیشرفت نداشته باشند، به احتمال زیاد شاد نخواهند بود. مطالعه جدیدی نشان می‌دهند کارکنانی که احساس می‌کنند شانسی برای پیشرفت در کار ندارند،‌ در شغل خود احساس شادی و رضایت ندارند. در نتیجه این کارکنان با احتمال بالاتری ممکن است به دنبال یک شغل جدید بگردند. 

ماریا کریمر: از محققان این مطالعه می‌گوید: «ما به این نتیجه رسیدیم که تامین حمایت از رشد و پیشرفت، مانند فرصت‌های آموزشی و ارتقای شغلی برای کارکنانی که معتقد بودند در محل کارشان، فرصت جذابی وجود ندارد، به آن‌ها کمک می‌کرد شرکت خود را ترک کنند.» 

همچنین این مطالعه نشان می‌دهد داشتن امکان پیشرفت کاری، باعث می‌شود کارکنان علاقه بیشتری به ماندن در محل کار خود داشته باشند و برای این پیشرفت تلاش کنند. 


ادامه مطلب
طبقه بندی: رهبری،  سازماندهی،  مدیریت منابع انسانی،  رفتار سازمان، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1392/04/17
مطمئناً می دانید كه اولین تاثیر در مصاحبه شغلی اهمیت زیادی دارد، و احتمالاً هم این نكته را رعایت كرده اید، چون الان یك كار جدید دارید. اما آیا می دانستید در شروع كردن یك كار جدید هم اولین تاثیر اهمیت دارد؟ طی چند ساعت، روز یا حتی هفته اول كه كار جدیدی را شروع می كنید، رئیس جدید شما و همكارانتان تفكر خود را نسبت به شما شكل می دهند و همین مسئله مابقی زمانی را كه با این كارفرما میگذرانید را تعیین میكند. مثلاً اگر از همان ابتدا بعنوان فردی كه از زیر بار مسئولیت شانه خالی می كند شناخته شوید، خیلی سخت می توانید آن برچسبی كه بهتان چسبیده است را بكنید و جایگاهتان را تغییر دهید، حتی اگر واقعاً لیاقتش را داشته باشید. برعكس این، اگر در چند هفته اول سخت كار كنید، بعدها رئیس و همكارانتان خیلی راحت تر از سر اشتباهاتتان می گذرند.
10 نكته برای شروع یك كار جدید

در زیر به 10 نكته برای ایجاد تاثیری فوق العاده روی رئیس و همكارانتان اشاره می كنیم :

1- بین كارها كمی استراحت كنید.
اگر قبل از رفتن به سراغ یك كار جدید كمی به خودتان استراحت دهید، می توانید برنامه های كاری قبل را از ذهنتان پاك كرده و خودتان را برای برنامه های جدید آماده كنید. انسانها مخلوقات عادت هستند. هر شغلی، مخصوصاً كاری كه مدت زمان زیادی در آن بوده باشید، یك نوع عادت و روتین در زندگیتان ایجاد می كند و باعث می شود بدون اینكه خودتان بخواهید، میلی به تغییر نداشته باشید. حیت چند روز استراحت بین كار قدیم و كاری كه تازه می خواهید شروع كنید میتواند به شما كمك كند خودتان را برای روتین كاری جدید و محیط كارتان آماده كنید.

 2- تحقیق كنید.
احتمالاً طی دوره مصاحبه ها و مقدمات شروع كار روی كارفرمای جدیدتان خوب تحقیق كرده اید. الان وقتش رسیده كه تحقیقاتتان را تمام كنید و درك خودتان را درمورد كارفرمای جدید تكمیل كنید. اگر بین كار قدیم و كار جدیدتان چند روز استراحت بیندازید می توانید از آن زمان برای این منظور استفاده كنید. برای تحقیق كردن درمورد كارفرمای جدید، هر نوشته ای در مورد این شركت جدید به شما كمك می كند، از جمله كتاب راهنمای كارمندان. هدف شما دو جنبه دارد: یكی فهمیدن در مورد كاری كه شركتتان انجام می دهد و اینكه شما به چه درد آن می خورید و یكی برای دانستن اینكه چه انتظاری از محیط كارتان داشته باشید. اگر شما یا كسی در شبكه تخصصیتان كسی را در آن شركت می شناسد، برنامه بریزید و قبل از روز اول قرار ملاقاتی برای ناهار یا یك قهوه با او بگذارید و با این روش از او اطلاعات بگیرید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: مدیریت اجرایی،  مدیریت پروژه، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1392/04/17

افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از

دروغگو را بهتر بشناسید

Photo Credit: Jacob1880

1.      چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند

2.      گاهی اوقات افراد دروغکئ بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.

3.      وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.

4.       فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد

5.       آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.

6.       آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.

7.       هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوئض می کنند.

8.       حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.

9.       اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.

10.   اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.

11.   آدم های دروغگو معمولا پر حرف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.

12.   افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.

13.   تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.

14.   خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است.

15.   آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.


نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند.




طبقه بندی: مدیریت منابع انسانی،  متفرقه، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1392/02/18

اگر فكر میكنید وقتش شده است كه افزایش حقوق داشته باشید این راهنما را بخوانید كی گفته «پول علف خرس نیست!» این روزها با این هزینه‌های سرسام‌ آور ارزش پولی كه بدست می آورید گاهی از علف خرس هم كمتر است. تا چشم بر هم میزنید همه حقوقتان تمام شده و كلی باید دو دو تا چهار تا كنید تا سر و ته دخل و خرج‌ تان جفت و جور شود. احتمالا اولین راه‌ حلی كه میشود به آن فكر كرد افزایش حقوق است. باید راه‌ حلی پیدا كنید كه رئیس‌ تان با افزایش حقوق شما موافقت كند. اگر دنبال راه‌ حلی هستید این راهنما را از دست ندهید.

چه کار کنیم تا بیشتر حقوق بگیریم

1. موفقیت، شانس تان را بیشتر میکند .... 



ادامه مطلب
طبقه بندی: مدیریت منابع انسانی،  رفتار سازمان، 
برچسب ها: منبع: ایده آل،
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1391/12/30

حلول سال نو و بهار پرطراوت را كه نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد را به تمامی عزیزان تبریك و تهنیت عرض نموده سالی سرشار از بركت، معنویت و موفقیت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شما دوستان آرزومندم.

سال نو 1392 مبارک



ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1391/12/13

 برای استخدام شدن، علاوه بر تخصص به چه مهارت های دیگری نیازمندیم؟

از صف بیکارها بیرون بیایید!

برترین ها: نرخ بیکاری بالا است، پیدا کردن کار سخت است، خانم یا آقای X با وجود داشتن فوق لیسانس بیکار است... این جملات را از خیلی ها می شنویم و شاید تا حدی درست باشند. ولی باور کنید کارفرمایانی هم هستند که می گویند پرکردن جای خالی یک کارمند سخت است. چرا؟ چون نتوانسته اند کسی را پیدا کنند که توانایی های موردنظر آنها را داشته باشد. وقتی می گوییم توانایی منظورمان لزوما مهارت های ریاضیاتی، فنی یا مهندسی نیست. گاهی مهارت هایی که به اشتباه در درجه دوم و سوم اهمیت قرار می گیرند، قدرتی فوق العاده در جلب نظر کارفرما دارند. مثلا نگرش حرفه ای، وقت شناسی، فن بیان و حتی توانایی برقراری یک مکالمه تلفنی مودبانه.



ادامه مطلب
طبقه بندی: مدیریت مالی،  رفتار سازمان، 
برچسب ها: منبع: بزرگان فروش،
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/11/13

رفتارهای نسنجیده برخی از فروشندگان سبب فرار مشتری و از دست دادن فروش می شود. اگر شما هم از این دسته فروشندگان هستید، از کارهای زیر غفلت نکنید!


۱- قبل از آنکه نیازهای مشتری را بشناسید، شرح مبسوطی در باره شرکت خودتان بدهید!
من فروشندگان متعددی را از صنوف مختلف دیده ام که قبل از توجه به نیازها و خواسته های مشتری مدتها وقت او را می گیرند تا در باره عظمت شرکت خود، سوابق طولانی آن و طرحهای متعددی که در دست انجام دارد، توضیح دهند. در حالی که مشتری قبل از هر چیز می خواهد بداند آیا شما می توانید به خواسته های او پاسخ دهید؟ فراموش نکنید که فقط بعد از این مرحله ممکن است مشتری علاقمند به دریافت اطلاعات بیشتر ( در باره شرکت شما ) باشد.
۲- به حرف مشتری گوش ندهید!
برخی فروشندگان، بدون توجه به سئوالهای مشتری، می ‌کوشند به هر ترتیب کالاها وخدمات خود را به وی قالب کنند.! اگر به سئوالات مشتری گوش نمی دهید بی جهت وقت تلف می ‌کنید. فروشندگان خوب، ضمن گوش دادن به صحبتها و سئوالات مشتری، یادداشت برمی دارند، توضیح می خواهند و در پایان هر ملاقات جمع بندی گفتگوها را به وی عرضه می کنند. این کار به شما امکان می دهد پیشنهادی عرضه کنید که با خواسته، سلیقه و شرایط مشتری متناسب باشد.
۳- در باره ویژگیهای کالا و خدمات خود غلو کنید!
یکبار با فروشنده ای دیدار کردم که ادعا می کرد برنامه آموزشی شرکت او بی نظیر است، وقتی از او توضیح خواستم به موردی اشاره کرد که در برنامه همه شرکتهای مشابه وجود داشت و هیچکدام نیز آنرا به رخ مشتری نکشیده بودند. این فروشنده بلافاصله اعتبار خود را نزد من از دست داد و همه رشته هایی که بافته بود پنبه شد.
۴- پرحرفی کنید!
فروشندگان خبره از اهمیت سکوت آگاهند و بخوبی می دانندکه چگونه از آن استفاده کنند. متاسفانه بسیاری از فروشندگان، از فرط پر حرفی، از این نکته غافلند که باید به مشتری فرصت تفکر و ابراز نظر داد. یکبار، که با فروشنده ای پر حرف طرف بودم، در حالیکه قلبا” تمایل به خرید داشتم مدت کوتاهی سکوت کردم تا جمله مناسبی برای بیان موافقت خود بیابم. سپس با گفتن “خیلی خوب” موافقت خود را به او اعلام نمودم. فروشنده که همچنان سرگرم سخنان دور و دراز خود بود بدون توجه پاسخ داد: اگر می خواهید راجع به آن فکر کنید عجله ای در کار نیست”. من،که با شنیدن این سخن گویی نجات یافته بودم، بلافاصله از معامله منصرف شدم و با او وداع کردم. بی شک او دهها فرصت دیگر را به همین ترتیب از دست داده است.

ممکن است بگوئید این اشتباهات خیلی ابتدایی است و معتقد باشیدکه امکان ندارد شما مرتکب آنها شوید؛ من می خواهم نوعی دیگر بیاندیشید، پس لطفا” به این مثال آخر هم توجه کنید: به مناسبت شغلم با مدرسی که دوره های فروش را برگزار می کند صحبت می کردم. او ۱۵ دقیقه در باره مشخصات این کلاسها و فواید آن برای فروشندگان توضیح داد و به من گفت که این دوره به آنها می آموزد که چگونه سئوالات خود را به درستی مطرح کنند و به پاسخها گوش فرادهند. بعلاوه مدعی بود که شخصا” افزایش بازدهی دانش آموختگان این دوره ها را دیده است. هر چند من با مفهوم کلی موثر بودن این نوع آموزشها موافقم،‌ اما جدا” در توانایی او برای تدریس این دوره ها شک کردم. چرا؟ به این علت که او عملا” اهداف این دوره ها را به کار نمی بست؛ در واقع بیشتر وقتی را که در این ملاقات در اختیار داشت صرف توضیحات خود کرد و چیزی در باره نیاز های من نپرسید. بنا براین من چطور می توانستم به ادعاهای او، که خود نمونه واعظی غیر متعظ بود، اعتماد کنم؟
در خاتمه بار دیگر تاکید می کنم که: به نیازها و خواسته های مشتریان خود کاملا توجه کنید و برای وقت آنها ارزش بیشتری قائل باشید. مطمئنم که در این صورت احتمال معامله و رسیدن به منافع مشترک بسیار افزایش می یابد.




طبقه بندی: مدیریت اجرایی،  مدیریت بازاریابی، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/11/13
در متن زیر سعی می کنم که به زبانی ساده برای شما راهکارهای کاهش اثرات بحران اقتصادی رو براتون تشریح کنم.
بحران ها و تحولات اخیر در نظام اقتصادی جهان، افزایش نگرانی و ترس از ایجاد رکود اقتصادی گسترده دیگری را پس از بحران مالی سال
۲۰۰۸ به همراه داشته است.
آینده و چشم انداز اقتصادی آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان چندان امیدوار کننده نبوده و بحران بدهی‌های اروپا با گذشت زمان شرایط حادتری را پیدا می‌کند. میزان کسری بودجه کشور‌ها در کنار کاهش رشد اقتصادی نیز احتمال ایجاد رکود اقتصادی گسترده را افزایش می دهد. 
در ادامه چند نکته را که می‌توانند آمادگی لازم برای مقابله با بی‌ثباتی‌های اقتصادی را فراهم کنند، عنوان می کنیم.
 
1-منابع درآمدیتون رو متنوع کنید
بسیاری از مردم جهان تنها به یک منبع درآمد ثابت برای تامین هزینه‌های زندگی خود متکی هستند. این مساله در زمانه بحران و رکود اقتصادی می‌تواند چالش‌های بسیاری را برای آنها به همراه داشته باشد. از این رو تنوع بخشی به منابع درآمدی قبل از مواجه با رکود اقتصادی می‌تواند کمک بسیار خوبی باشد. با انجام این کار در صورتی که منبع درآمد اصلی فرد با مشکل مواجه شود منابع دیگری را برای پشتیبانی و تامین هزینه‌های خود در اختیار خواهد داشت.
2- زمان مناسب سرمایه گذاری رو شناسایی کنید
در شرایط فعلی مدیریت امور مالی و سرمایه گذاری در زمانهایی که با کاهش قیمت مواجه هستیم می‌تواند افزایش پیدا کند. در خلال رکود اقتصادی و با توجه به کاهش قیمت می‌توان در بازار بورس اوراق بهادار به فعالیت پرداخت و یا در حوزه‌های دیگر سرمایه گذاری کرد. البته این اقدام‌ها باید آگاهانه و با کسب اطلاعات لازم صورت پذیرد. استفاده از فرصت‌های این چنینی می‌تواند مشکلات و بحران‌های بالقوه را به منابع درآمد و سود مبدل کند.
3- یه بودجه ی اضطراری حتمن داشته باشید
اگر علائم بروز رکود اقتصادی افزایش یافته و گمان می‌کنید هیچ راهی برای اجتناب از آن وجود ندارد، اختصاص بودجه اضطراری از اهمیت بسیاری برخوردار می‌شود. در زمان رکود اقتصادی پیش بینی آینده کار آسانی نیست و امکان بروز تحولات مختلفی مانند از دست دادن شغل و سرمایه، کاهش ساعات کاری و یا میزان درآمد وجود دارد. از این رو بودجه اضطراری می‌تواند آرامش فکری بیشتری را ایجاد کرده و حامی امور مالی شما باشد.
4- بدهی هاتون رو پیش پیش بدین
پرداخت بدهی‌ها قبل از آغاز رکود اقتصادی تعهدات مالی و زمانی کمتری را برای فرد به همراه خواهد داشت. از این رو در زمان بروز بحران نگرانی کمتری نسبت به کاهش درآمد و یا اعتبار خواهید داشت.
5- هزینه هاتون رو کم کنید
کاهش هزینه‌های اضافی و غیر ضروری و افزایش پس انداز یکی دیگر از مواردی است که می‌تواند قبل و در زمان رکود اقتصادی مورد استفاده قرار بگیرد. مسلما با کاهش هزینه‌ها، در زمان رکود و کاهش درآمد با چالش‌های کمتری مواجه خواهید شد.

نکاتی که در بالا به آن‌ها اشاره شد نه تنها اقدام‌هایی موثر در زمان رکود و بحران اقتصادی هستند بلکه در هر زمان و شرایط دیگری نیز می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند. این موارد راهبردهایی مناسب در راستای ایجاد موقعیت و شرایط مالی بهتر بدون در نظر گرفتن تحولات نظام اقتصادی محسوب می‌شوند.

افزایش دارایی و پول و ایجاد ثبات اقتصادی شخصی از جمله نتایج عمل به این نکات می تواند باشد. حتی اگر طی چند ماه آینده با رکود اقتصادی گسترده مواجه نشویم، این احتمال همواره با نظام اقتصادی جهان همراه خواهد بود. در نتیجه بهبود و تقویت شرایط مالی از همین امروز می‌تواند نتایج خوبی را در آینده به همراه داشته باشد.



طبقه بندی: مدیریت ریسک،  مدیریت مالی، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/11/13

در دوره ی رکود اقتصادی به سر می بریم. عده ی زیادی از مردم شغل شان را از دست داده اند و درآمد شرکت های بزرگ آن قدر کاهش یافته است که دیگر رغبت چندانی به استخدام نیروی جدید ندارند. در چنین شرایطی شاید به خود گفته اید بهتر است خودم دست به کار شوم و کار و کسبی برای خود به راه بیندازم: یک تجارت کوچک. اما آمار نشان داده است بیش از ۸۷ درصد از این تجارت های کوچک در طی یک الی دو سال ورشکست و تعطیل می گردند. با بررسی این مشاغل کوچک دریافتیم که تنها عده ی کمی توانسته اند به موفقیت دست یابند و از میان ایشان تنها اندکی نه تنها موفق بوده اند بلکه توانسته اند تجارت کوچک خود را به یک سازمان بزرگ، موفق و پول ساز تبدیل نمایند. جالب اینجاست که تمام این مدیران بسیار موفق دارای خصوصیات مشترکی هستند. آن ها فرمول مشترکی دارند که ایشان را به سوی پیروزی هدایت کرده است. اگر شما نیز دارای تجارت کوچکی هستید و یا در فکر به راه انداختن آن می باشید، حتما خصوصیاتی که در ادامه می خوانید را در خود پرورش دهید زیرا این رمز موفقیت تمام صاحبان مشاغل کوچک بوده است.

۱- به موفقیت بیندیشی

برای دست یافتن به موفقیتی که در پی آن هستید باید رویای بزرگی در سر داشته باشید. داستان هر موفقیت بزرگ با یک رویای بزرگ آغاز می شود. اگر می خواهید پولدار، موفق و مشهور شوید حتما باید بتوانید خود را در چنین شرایطی تصور کنید. یک رویای روشن و شفاف از آنچه که می خواهید بدان برسید در سر بپرورانید اما فقط به خیالبافی نپردازید بلکه رویای خود را با تمام جزییات تجسم کنید. باید خود را در شرایطی که آرزو دارید به آن برسید تصور کنید. طوری خود را در موفقیت تجسم کنید که بتوانید آن را حس کنید، لمس کنید و در آغوش بگیرید. باید بتوانید درست همان حسی را داشته باشید که در زمان موفقیت بدان دست می یابید. خوب فکر کنید. چه می خواهید؟ آرزو دارید یک میلیاردر شوید؟ پس خود را یک میلیاردر تصور کنید. چه حسی دارید؟ چه لباسی پوشیده اید؟ زندگی تان چه تغییری کرده است؟ به تمام جزییات دقت کنید. در طی روز از هر فرصتی استفاده کنید و تجسم تان را در ذهن تان مرور کنید. باید بتوانید هرچه بیشتر آن را حس و باور کنید.

۲- کاری را در پیش گیرید که دوستش دارید.

برای این که موفق باشید لازم است سخت کار کنید و بخشی، و یا حتی همه ی زندگی خود را تغییر دهید. پس لازم است کاری که انجام می دهید را دوست داشته باشید و به شوق رسیدن به موفقیت، تغییرات را بپذیرید. اگر عاشق کارتان باشید، موفقیت خود به سوی تان خواهد آمد. تنها به صرف این که فکر می کنید کاری ممکن است سودآور باشد، به انجام آن نپردازید. اگر احساس می کنید کاری که انجام می دهید را دوست ندارید، بیهوده به موفقیت و ثروت امیدوار نباشید. هیچ فرد ثروتمندی را نخواهید یافت که از کارش متنفر باشد. حتی اگر خود را وادار کنید که وظایفتان را خوب انجام دهید باز هم موفقیت بزرگی در کارتان به دست نخواهید آورد.

۳- به توانایی های خود تکیه کنید.

با خود روراست باشید. هرگز امکان ندارد بتوانید هر کاری که به شما پیشنهاد می شود را انجام دهید. برخی برای این که پول بیشتری به دست آورند هیچ پیشنهاد کاری را رد نمی کنند اما بدین شکل در هیچ کدام از این کارها موفقیت چندانی به دست نمی آورند. برای موفقیت لازم است ابتدا توانایی تان را بشناسید و سپس تمام انرژی و تلاش خود را صرف آن نمایید.

۴- هرگز احتمال شکست را فراموش نکنید.

اگر با اولین شکست، امید خود را از دست دهید و تلاش را رها کنید. به هیچ موفقیتی دست نخواهید یافت.لازم است به هدف خود ایمان داشته باشید و با تمام وجود باور کنید که توانایی رسیدن به آن را دارید. باید برای کاری که انجام می دهید، معنایی بسازید. باید بدانید که این کار چه تغییر مثبت و بزرگی را در محیط اطرافتان، زندگی مردم و زندگی خودتان به وجود خواهد آورد. باید باور کنید پشت ابری از تردید که پیرامون تان را فرا گرفته است، دنیای روشن موفقیت قرار دارد. هر قدر بیشتر به خود و کارتان ایمان داشته باشید، به همان اندازه سریع تر به موفقیت دست می یابید.

۵- مطابق با رویایی که در سر دارید، برنامه ریزی کنید.

خوب؛ اکنون شما رویای بزرگی در سر دارید. به کاری که می خواهید انجام دهید باور دارید و توانایی انجام آن را نیز در خود حس می کنید. اما اکنون برای رسیدن به این رویا از چه مسیری باید حرکت کنید؟ برای کشیدن نقشه برای رسیدن به مقصد، اهداف خود را روی برگه ای از کاغذ بنویسید. خیالبافی نکنید اما منفی باف هم نباشید. بر واقعیت هایی تکیه بزنید که بتوانند شما را به سوی موفقیت سوق دهند. ابزار و نیروهایی که در دست دارید را بشناسید. برای رسیدن به هدف تان یک فاصله ی زمانی مناسب و واقعی تعیین کنید. اهداف تان را به سه دسته ی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم کنید. فاصله ی زمانی که تعیین کرده اید را نیز به همین شکل تقسیم نمایید و آن ها را گروه بندی کنید. اکنون می دانید هر روز باید از چه مسیری قدم بردارید و چگونه به مقصد برسید.

۶- سخت کار کنید.

این تصور باطل که ثروتمندان همه آدم های خوش شانسی هستند را از سرتان بیرون کنید. تمام کسانی که توانسته اند خود را از صفر به میلیارد برسانند، به سختی کار کرده اند. اگر فقط بنشینید و به در و دیوار زل بزنید، هیچ چیزی نصیبتان نخواهد شد. برایان تریسی می گوید: «اگر هشت ساعت در روز کار کنید تنها آن قدر درآمد خواهید داشت که ضرورت های زندگی را به دست آورید.» از هر ثروتمندی بپرسید، به شما خواهد گفت که در شروع تجارت خود بیش از ۶۰ ساعت در هفته کار کرده است. اگر اکنون در مرحله ی شروع کار هستید، آماده باشید تا برای مدتی با مسافرت های آخر هفته و مهمانی های شبانه خداحافظی کنید. اگر رویای بزرگی در سر داشته باشید و برای رسیدن به آن مشتاق باشید، این کار چندان هم سخت نخواهد بود.

۷- همواره به دنبال راه های برقراری ارتباط با مردم باشید.

هرگز تصور هم نمی کنید که این ارتباط ها و آشنایی ها تا چه اندازه به کمک تان خواهد آمد و چقدر به نفع تان خواهد بود. به عنوان یک تجارت کوچک باید به دنبال راه ها و ارتباط هایی بگردید که شما را به موقعیت های تازه راهنمایی کنند. ارتباط با هر کسی را جدی بگیرید. گاه یک منشی ساده هم می تواند برای شما یک موقعیت فوق العاده فراهم آورد.

۸- بی وقفه در حال آموختن باشید.

برخلاف آنچه که اغلب مردم فکر می کنند، برای موفق بودن لازم نیست لیسانس و دکترا داشته باشید. اغلب کسانی که به عنوان انسان های بسیار موفق و پولدار شناخته شده اند، افرادی با توانایی و هوش عادی هستند اما هیچ فرصتی را برای آموختن آنچه در مسیر رسیدن شان به موفقیت نیاز دارند، از دست نداده اند. برای این که به موفقیت برسید لازم است برای آموختن در زمینه ی کاری خود مشتاق باشید، سوال بپرسید، کنجکاوی کنید، کتاب بخوانید و اطلاعات جدید را از طریق مجلات و روزنامه و اینترنت به دست آورید.

۹- صبور باشید و ایمان خود را حفظ کنید.

هیچ کس نمی تواند ادعا کند که راه موفقیت سهل و آسان است. بپذیرید که باید در مسیر خود سختی و ناراحتی هم تجربه کنید. باید سخت کار کنید و شاید در یک روز نتیجه ی تمام سعی و تلاش تان از بین برود. باید بتوانید حتی در بدترین شرایط هم به آنچه که در آرزویش هستید وفادار باقی بمانید و آن را رها نکنید. تمام افراد موفق دنیا، موفقیت های بزرگ خود را مدیون شکست های بزرگ شان می دانند. هر قدر بیشتر به خود و رویایتان ایمان داشته باشید، بیشتر می توانید در راه رسیدن به موفقیت صبر و حوصله پیشه کنید.

۱۰- خود را مجبور کنید منضبط باشید.

کاری را که لازم است در وقت لازم انجام دهید، چه این کار را دوست داشته باشید یا خیر. منضبط بودن کلید موفقیت است. برای رسیدن به موفقیت گاه لازم است کاری را انجام دهید که دوست ندارید و از انجام کارهای مورد علاقه تان چشم پوشی کنید. این بهای اندکی است که برای رسیدن به موفقیت باید بپردازید.

نویسنده: گروه روانشناسی روزهای ایده آل




برچسب ها: نویسنده: گروه روانشناسی روزهای ایده آل،
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/11/13
تمام عرصه‌های حیات بشری جهت سیر تكاملی خویش، نیازمند مدیر و مدبری كاردان و عالم می‌باشد تا امورات و جوانب زندگی انسان به نحو احسن و عالی تنظیم گشته و با برنامه ریزی صحیح و سنجیده حل و فصل شود. حتی در زندگی اجتماعی و خانوادگی نیز تامین احتیاجات اعضا و خانواده نیازمند یك مدیر و سرپرست خانوار می‌باشد تا با تعیین وظایف و حقوق افراد، زندگی جریان عادی و بهینه خود را طی نماید. به طور كلی حل تمامی مسائل و بحران‌های روزمره زندگی و جامعه نیازمند مدیریت بهینه و كارآمد است.مدیریت در فرهنگ فارسی به معنای گرداننده، اداره كننده (كسی كه كاری را اداره می‌كند)، كارگردان و قوام دهنده است. در فرهنگ اسلامی نیز مدیریت عبارت است از ایجاد هماهنگی در اجزای یك نظام و فراهم كردن زمینه رشد و تعالی انسان‌ها از طریق ارائه خدمت شایسته به آنها، مطابق قرآن برای سیر به سوی خداوند. با این تعریف مدیریت به دو قسمت تقسیم می‌گردد: مدیریت احساسات و تمایلات نفسانی و روحانی شخص و مدیریت و رهبری نظام و جامعه اسلامی توسط رهبر دینی. انسان باید علاوه بر اداره امورات زندگی شخصی و اجتماعی خویش توان هدایت و مدیریت احساسات نفسانی و تمایلات مادی و معنوی خود را داشته باشد و با یك برنامه ریزی دینی و مذهبی بتواند غرایز و احساسات خود را در مسیری كه شرع و قوانین دینی مشخص ساخته است قرار دهد. و در بعد كلان نیز جامعه اسلامی و ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حیات مسلمانان باید توسط یك مدیر و رهبر آگاه به مسائل دینی و مذهبی اداره و مدیریت گردد تا به وسیله این دو نوع مدیریت سعادت زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان تامین گردد. همچنین در كلام علی(ع) آمده: زمامدار در جامعه مانند رشته مهره‌هایی است كه آنها را در كنار هم گرد آورده و به هم پیوند می‌دهد. اگر رشته‌ها بگسلد، مهره‌ها از هم جدا شده وپراكنده می‌شوند و مادام كه این رشته‌ها نباشد هیچ گاه گرد هم نیایند. همان گونه كه یك كشتی توسط ناخدا اداره می‌شود و از توفان‌ها و امواج سهمگین دریا به ساحل آرام می‌رسد زندگی و امورات آدمی نیز در تمامی ابعاد نیازمند مدیریت است. بحث مدیریت در قرآن و سنت ریشه دارد چرا كه در قرآن آمده: «یدبّر الامر من السّماء الی الارض». خدا اول مدیر و مدبر نظام احسن هستی است و اگر لحظه‌ای عنایت و لطف باری تعالی از مجموعه عالم برداشته شود، جهان كن فیكون خواهد شد. خداوند با علم و قدرت نامتناهی خود آسمان‌ها و زمین را با برنامه و هدف قبلی خلق كرده است و جریانات و امورات هستی و موجودات جهان را مدیریت و رهبری می‌نماید. و اقتضای مدیریت و تدبر ذات اقدس حق این است كه بر بشر منت گذارده و رسولان خود را با ادله و براهین برای تحقق حاكمیت الهی، مبعوث به رسالتشان كند. خداوند در طول تاریخ بشر ارسال رسل و امامان از یك سو و نازل كردن وحی و اصول مذهبی در شكل كتاب آسمانی از سوی دیگر زندگی و سعادت انسان‌ها را مدیریت كرده است و هدف برپایی قسط و عدالت اجتماعی در كل جهان است. مدیریت انبیا الهی نیز عموماً بر اساس شیوه مدیریت اسلامی بوده است. هدف انبیای تربیت انسان‌های حق طلب و دیندار و ایجاد جامعه ای خدا پرست و ایده آل برای حیات شایسته و با ارزشمند انسان‌ها است كه در آن تمامی مردم به حق و حقوق خود رسیده اندو حق هیچ محروم و مستضعفی ضایع نگشته است. مدیریت در دین اسلام همان رهبری و اداره تك تك افراد برای ایجاد جامعه ای آرمانی و اسلامی است.
یك مدیر كاردان و شایسته در اداره و رهبری یك جامعه یا یك سازمان وظایف مختلفی را بر عهده دارد تا با انجام وظایف خود اجتماع یا نظام را به اهداف اساسی و اصلی خود برساند. وظایف گوناگون مدیریت به طور كلی به پنج دسته تقسیم می‌شود: سازماندهی، برنامه ریزی، نظارت، رهبری و انگیزش. برنامه‌ریزی مانند پلی است كه مبدا را به مقصد می‌رساند. برنامه ریزی یعنی انتخاب ماموریت‌ها، هدف‌ها و اقداماتی برای نیل به آرمان اصلی نظام كه مستلزم تصمیم گیری و انتخاب از میان بدیل‌ها برای اقدام آینده سازمان است. برنامه ریزی یعنی تصمیم گیری و اتخاذ بهترین راه حل و روش‌ها با استفاده از امكانات و منابع موجود برای رسیدن به اهداف اصلی در كوتاهترین زمان ممكن. خداوند در قرآن می‌فرماید: «فالق الاصباح و جعل اللّیل سكنّا والشمس والقمر حسبانا ذلك تقدیر العزیز العلیم». خداوند، شكافنده سپیده دم است و شب را مایه آرامش و خورشید و ماه را وسیله شمارش ایام قرار داد. و این برنامه ریزی و تصمیم گیری سنجیده خداوند در مورد نظام آفرینش است. برنامه خداوند برای حیات انسان‌ها این است كه بعد از كار و تلاش و كوشش روزانه، خستگی خود را در شب به پایان برسانند و شب را مایه و اسباب آرامش انسان‌ها قرار داده است. در واقع برنامه ریزی نیازمند علم و قدرت و توانایی تدوین برنامه و قدرت اجرایی است.سازماندهی فرایند تعیین موارد استفاده از همه منابع موجود در نظام مدیریت به طور منظم است. این منابع با توجه به هدف‌ها نظام مدیریت و برای دستیابی به آنها به كار می‌روند. در سازماندهی وظایف و نقش افراد در كاركرد بهینه سیستم و تحقق اهداف سازمانی تعیین می‌شود. در واقع موقعیت هر سازمان به نتیجه سازماندهی بستگی دارد. در قران آمده است: «وجاءت سیاره فارسلوا واردهم...» این آیه بیانگر این است كه تقسیم كار یكی از اصول مدیریت و زندگی جمعی است. و زمانی كه سخن از ارتباط و سلسله مراتب اطاعت و فرمانبرداری است چنین بیان شده است: «یا ایها الذّین امنو اطیعوالله و اطیعوا الرّسول و اولی الامر منكم...» در این آیه سلسله مراتب رهبری اجتماع و اطاعت از این رهبر و مدیران جامعه بیان شده است. اطاعت از فرمان خداوند و دستورات پیامبر و جانشینان آن برای رسیدن به اهداف جامعه واجب می‌باشد. نظارت مدیر باید همه جانبه باشد و به طور دقیق و كامل انجام گیرد تا همه كاركنان و افراد به وظایف و نقش خود در اجتماع عمل كنند. مدیر با نظارت خود از كجروی‌ها و اشتباهات افراد در انجام وظایف خود جلوگیری می‌كند. كنترل مدیریتی(نظارت) فرایندی است جهت حصول اطمینان از اینكه فعالیت‌های انجام شده با فعالیت‌های برنامه ریزی شده مطابقت دارد. همچنین در این دنیا اعمال انسان‌ها توسط فرشتگان و ماموران الهی كنترل می‌شود و اعمال انجام شده را ثبت می‌كنند. یعنی در حقیقت این ماموران یك نظارت مدیریتی از سوی خداوند انجام می‌دهند تا كارها را درست انجام دهند.رهبری هنگامی تحقق می‌یابد كه شخص بخواهد شخص دیگری را به منظور نیل به هدف‌های پیش بینی شده به كار وادارد. مترادف و همانند واژه رهبری ارشاد و رشد یا هدایت و رشد است، قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد است. موفقیت رهبران به ویژگی‌های آن، شیوه رهبری، ماهیت كار و نیاز پیروان بستگی دارد.انگیزش یعنی جذب و برانگیختن مردم به سوی رفتاری كه احساس كنند پاداشی در پی دارد. خداوند در تشویق جهاد می‌گوید كه هر كس تلاش كند پس برای خود می‌كوشد. انگیزش برای تشویق كاركنان به تلاش‌های سازنده، منافع و نتایجی كه آن كارها برای افراد دارد از وظایف مدیر محسوب می‌شود. لازمه یك مدیریت خوب پنج عامل فوق می‌باشد.
نویسنده: زهرا حق شناس



برچسب ها: منبع: www.aftabir.com،
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/09/3

بهتر است در انتخاب شغل تنها به میزان درآمد و پرستیژ اجتماعی آن فکر نکنید. به خاطر داشته باشید که شما بیشترین ساعات عمر خود را مشغول به کار خواهید بود پس اگر شغل تان را دوست نداشته باشید نه تنها در شغل خود پیشرفتی به دست نخواهید آورد بلکه بیشتر عمر خود را با رنج کشیدن از دست خواهید داد

برای اینکه در کار خود موفق باشید باید بدانید برای چه کاری ساخته شده اید.

اگر از کمک کردن به دیگران لذت می برید، پردرآمدترین مشاغل برای شما:

مشاور حقوقی (Legal Adviser)

روانشناس (Psychiatrist, Psychologist)

مشاور شغلی (Business Advisor)

متخصص ماساژ (Professional Massage)

برنامه ریز عروسی (Wedding Planner)

خواهد بود.

اگر از خلاقیت لذت می برید، پردرآمدترین مشاغل برای شما:

طراح گرافیک (Graphic Designer)

کارگردان هنری (Art Direction)

مهندس معماری (Architectural Engineer)

بازیگر (Actor)

خواهد بود.

اگر از هیجان لذت می برید، پردرآمدترین مشاغل برای شما:

فوتبالیست (Soccer Player)

وکیل مدافع (Lawyer)

مدیر تور مسافرتی (Travel Tour Director)

مفسر ورزشی (Sports Commentator)

خواهد بود.

اگر پرستیژ اجتماعی برایتان مهم است، پردرآمدترین مشاغل برای شما:

جراح قلب (Heart Surgeon)

مجری تلویزیون (TV Presenter)

معاملات املاک (Real Estate)

مدیر بانک (Bank Manager)

خواهد بود.

اگر از داشتن یک شغل امن و مطمئن لذت می برید، پردرآمدترین مشاغل برای شما:

حسابداری 

برنامه نویس کامپیوتر 

داکتر دندان 

استاد مکاتب خصوصی 

خواهد بود.

اگر از مدیریت لذت می برید، پردرآمدترین مشاغل برای شما:

مدیر رستوران (Restaurant Manager)

مدیر فروش (Sales Manager)

مدیر بازاریابی (Advertising Manager)

مدیر اجرای تبلیغاتی (Advertising Manager)

خواهد بود.

منبع: id-magazine.ca




طبقه بندی: رفتار سازمان،  مدیریت منابع انسانی، 
برچسب ها: منبع: id-magazine.ca،
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1390/08/11
اخیرا مدیریت بحران به عنصری مهم در مدیریت تجارت تبدیل گشته است. در شرایط حاضر، هیچ تجارتی از وجود بحران در امان نیست. بحران می‌تواند به یک سازمان در شکل حمله تروریستی، حوادث صنعتی، فراخواندن محصول یا بلایای طبیعی ضربه وارد نماید. زمانی که وجهه و آبروی شرکت در خطر می‌افتد، مدیریت بحران ارتباط نزدیکی با روابط عمومی پیدا می‌کند.
 
چارچوب کاری مدیریت بحران ....



ادامه مطلب
طبقه بندی: مدیریت ریسک،  مدیریت مالی،  مدیریت اجرایی، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1390/08/8
مدیر موفق ویژگیهای پیچیده ای دارد که وی را در کسب موفقیتها توان ساخته است . برخی از این ویژگیها را به اختصار به خاطر بسپارید :
● درستکاری : این نخستین ویژگی و زیربنای مهارت و توانایی مدیر موفق است . رهبری بر پایه اعتماد بنا می شود و بدون درستکاری ، اعتماد پدید نمی آید .

● مهارت درک اطلاعات : مدیر موفق یک پردازشگر اطلاعات است و گیرنده های حسی قوی دارد . وی حوادث در حال وقوع را کمی زودتر از موعد شناسایی و پیش بینی ها و تمهیدات لازم را فراهم می سازد .

● مهارت گروه سازی : وی نقاط قوّت و ضعف خود و دیگران را بخوبی می شناسد و با گروهی از افراد که مهارتهای ویژه و تکمیلی دارند گردهمایی های مستمر برقرار می کند .

● گویش قاطع با قضاوتی موزون : هر تصمیم یک قضاوت و انتخاب بین گزینه های گوناگون است . صحت برخی تصمیمات در بلند مدت مشخص می شود ، لذا مدیر موفق اولاً روی مشاوران اندیشمند خود تاکید دارد و ثانیاً پیامدهای خوب و بد تصمیمات خود را نیز با قاطعیت پاسخگو است .

● تمرکز راهبردی : مدیر موفق آینده نگر است ، تدوین برنامه های بلند مدت راهبردی محور اصلی فعالیت های وی را تشکیل میدهد.

منبع:سایت مدیران ایران



طبقه بندی: رهبری،  سازماندهی،  مدیریت اجرایی،  رفتار سازمان، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/08/5
کوئیز (آزمون) زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟ 
سؤال‌ها مشکل نیستند.
در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.


ادامه مطلب
طبقه بندی: رفتار سازمان،  مدیریت منابع انسانی،  مدیریت آموزشی، 
ارسال توسط مدیران افغان
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1390/08/5


الفـ سازماندهی: 
عملی سازی برنامه های ریخته شده را سازماندهی گویند مثلن خریداری کتاب و لوازم مکتب، شامل شدن به مکتب و دانشگاه، تامین مصراف مالی و اقتصادی و استفاده از فرصت های پیش آمده.
یک مدیر توانا می تواند از کمترین فرصت، هزینه و نیروی انسانی بیشترین سود را ببرد و اگرکسی چنین توانیست پس سازماندهی درستی داشته است.

بـ-رهبری:
به خرچ دادن پشت کار، ایجاد انگیزه در نیروی های انسانی که میتواند باتجربه و سیاست های درست حاصل گردد، رهبری کاری به شمار می رود.

پ_ نظارت:
یک مدیر همیشه باید متوجه کار ها باشد و برهمه ی کار ها نظارت داشته باشد مثلن اگر کاستی صورت گرفته چه دلیلی داشته است وچه پیامد های را به دنبال داشته است؟ علت را یافته و زان پس راه منطقی را در پیش می گیرد و اگر انحرافی در برنامه ریزی های صورت گرفته آنرا درست می نماید.
سخن دیگر اینکه در لابلای سخنانی که گفته شد، روی واژه ی هدف بیشر تاکید، تکرار و اهمیت ویژه یی داده شده است. پس یک مدیر از همه نخست تر باید هدفی داشته باشد، اگر هدفی نباشد، مدیریتی در کار نیست باید هدف تعیین گردد. مثلن هدف خوب زیستن، انسان گره کشاه، رهبر وپیشوای دلسوز و مردم دوست مانند رهبرشهید بابه مزاری و یا خالق شهید و یا گاوسوار

پس در جمع بندی سخنان در می یابیم که زمانی می توانیم دارای مدیریت سالم باشیم، که دارای ویژگی های مدیریتی بود و وظایف یک مدیر را آگاهانه درک کرده و در زندگی خویش عملی نماییم ودرضمن اگر زندگی شخصی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مان از هدفمندی، برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و نظارت برخوردار باشد، پس یک زندگی ملمو از پاکی و خوشحالی، صمیمیت بوده و تهی از ناچاری، بدبختی، خونجگری و دربدری.

در نتیجه می توان گفت که مدیریت سالم زندگی به ما می بخشد که سرشار از خوشبختی، پیشرفت، تمدن و ... می باشد.



طبقه بندی: مدیریت اجرایی، 
ارسال توسط مدیران افغان
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
فیس بوک
Join us on Facebook

Subscribe to our mailing list

* indicates required

Powered by MailChimp

قالب وبلاگ